سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

  بی قلم!

       



نویسنده : مجاهد » ساعت 11:8 عصر روز جمعه 87 بهمن 11


 

ای شهید ... ای جاودانه تاریخ ترا با کدامین زبان سرستودن گیرم که در خور مقامت باشد . ای عاشق حسین، که عشق از تو تجلی گرفت و عشقبازان درس آموز طریق تو شدند . شهید واژه ای است به معنای حاضر ، ناظر ، گواه ، امین در شهادت ، خبر دهنده راستین ، امین ، آگاه ، محسوس و مشهود ، کسیکه همه چشم ها به اوست ، نمونه، الگو ، مراقب ، دریافتن. واشهاد یعنی حاضر گردانیدن و کشته شدن در راه خدا ، و در فرهنگ قرآنی از شهادت با تعبیر «قتل فی سبیل الله» یاد شده است . این مرگ را شهادت و کشتگان را شهید می نامند . و شهادت مرگ سرخ و مقدسی است که انسان آزاده با شناخت آن در راه عقیده و ایده ای مقدس انتخاب می کند . و به عبارتی "ایثار همه هستی و بذل کلیه امکانات بدنی و مالی و جانی در پیشگاه جانان و در پایگاه ایمان و رسول و ائمه معصومین ، اهل ایمان ، به منظور اعلاء کلمه حق و پیروزی جامعه و ریشه کن نمودن مظاهر کفر و شرک و شیطان ، در معیت حق و برای خشنودی خداوند مهربان ، در نبردگاه جنگ با همه مظاهر شیطان . و در پایان تسلیم جان به جانان و جسم بر دشمنان ." داشتن ایمان به خدا و پیامبر و ائمه راستین - گزینش آگاهانه - بفرمان خدا و رسول خدا بودن - برای رسیدن به رضوان و قرب او ایثار مال و جان نمودن - در راه خدا رزم و جهاد کردن - برای خشنودی خدا و برای اعلاء کلمه حق و ریشه کن نمودن باطل پیکار کردن - در معیت خدا و اولیاء خدا بودن و... همه از مبانی شهادت به شمار می آید . و ازمؤلفه های (شاخص های) شهادت ایثار ، گذشت و فداکاری ، آزادگی و جهاد ، شجاعت، شهادت طلبی ، شفاعت و صبر ، مروت ، فتوت ، فتح ، وفا ، لعنت و برائت ، عشق حسینی، لا اری الموت الاسعاده وکل یوم عاشورا می باشد . به امید اینکه همه ما شیفتگان راه شهیدان راستین ، دل از شوق رسیدن به آن کمال والای انسانی سرشار ساخته و با سلامی آتشبار به نبرد فساد انگیزان بدکار به پیکار پرداخته و منتظران واقعی ظهور منجی عالم بشریت باشیم و زمینه ظهور آن حضرت منتقم سالار شهیدان را فراهم کنیم .و سعادت و سلامت را در شعله نورانیت اندیشه قرآنی خویش به جامعه اسلامی بازگردانیم .


 



نویسنده : مجاهد » ساعت 8:0 عصر روز جمعه 87 آبان 17


 

خیلی ها شلمچه را با غروبش می شناسند،

غروب که می شود، سرخی آسمان که جای خورشید را می گیرد،

 

حزن عجیبی دل را محاصره می کند،

انگار یک عالمه حقیقت، یک عالمه ذکر،

یک عالمه صدا و ناله می خواهند هجوم بیاورند به مغزت و تو از همه اینها در امان نیستی!

 عجیب است! آدم در هجوم این همه باشد و لذت هم ببرد، عشق بازی کند، خودش را بیندازد روی خاک و خاک را مشت کند و توی دست هایش بگیرد.
خیلی ها شلمچه را با غروبش می شناسند، اصلاً نذر می کنند که غروب به شلمچه برسند، نجوای غروب شلمچه با بقیه ساعات روز فرق می کند، فقط باید یک بار امتحانش کرد.
چشمانت را که ببندی یکی از استثناهای تاریخ بشریت را می توانی تصور کنی. عملیات کربلای چهار تمام شده بود، هنوز طعم تلخ پیروزی عراقی ها زیر زبان رزمنده ها بود. فرماندهان باید کاری می کردند که روحیه ها برگردد، شناسایی منطقه هم که کار راحتی نبود. شلمچه از همه مهم تر بود، دروازه بصره بود، از این نقطه می شد به دشمن نفوذ کرد.
البته دشمن محکم ترین مواضع و موانع را برای جلوگیری از نفوذ رزمندگان اسلام، برپا کرده بود. بررسی منطقه کلی وقت می برد، دشمن در منطقه آب رها کرده بود، خط اولش دژ محکمی بود با سنگرهای بتونی، پشت آن تانک ها مستقر بودند و به خوبی بر منطقه اشراف داشتند، خط دوم و سوم که کانال بود و خط چهارمش هم پشت نهر «دوعیجی» بود، خط پنجم هم قرارگاه تاکتیکی دشمن بود و مرکز توپخانه، تازه این همه ماجرا نیست. شکست های پیاپی، دشمن را به این نتیجه رسانده بود که به جای حالت تهاجمی، حالت تدافعی بگیرد.
دشمن در شلمچه موانع وسیعی به شکل «ن» و به ارتفاع هفت متر ساخت که عرض دهانه باز آنها 300 متر به طرف ایران بود. دیدی که از اطراف این گودال بر سر رزمنده ها داشت امکان هر تحرکی را، به تصور خودش از رزمندگان می گرفت. اما رزمنده های ایرانی برای فتح هر یک از این موانع شهدای بسیاری را تقدیم کردند و بالاخره از سد تمامی موانع گذشتند.
چشمانت را که باز کردی خودت را میان موانع نونی شکل در منطقه شلمچه که توسط رزمندگان بازسازی شده، می بینی، اکنون عقلت را با حساب دو دو تا چهار تا، با کمک منطق به میدان می آید. آیا می شود از این موانع گذشت! چطوری؟ با توکل! هر کس به خدا توکل کند خدا برای او کافی است.

پس حالا دوباره برگشتی به دنیای خودت بدان که اینجا شلمچه است، همین!

 



نویسنده : مجاهد » ساعت 12:21 عصر روز جمعه 87 مرداد 18


کنت دامارانش(رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه):

در اردوگاه های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم که قاطعانه برای فدا کردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند

آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط درک نامشخصی از آن در ذهن داریم

اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنان به سوی انجام کار هایی که به طرز غیر قابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشته است

 

مجاهد آنجا انتهای افق است، من و تو باید پرچم خود را در آنجا در انتهای زمین بیفرازیم

 



نویسنده : مجاهد » ساعت 8:42 صبح روز یکشنبه 87 مرداد 13


 

این فایل به همه ی علاقه مندان به آن تقدیم می شود

http://download7.mediafire.com/wg2nxjh9c50g/c3twmwyudvt/yade+emam+o+shohada.mp3 



نویسنده : مجاهد » ساعت 4:44 عصر روز چهارشنبه 87 مرداد 9


 

سعادت را آنها تحصیل کردند که شتافتند

با اختیار خودشان و با جهاد خودشان و با رزمندگی خودشان در مقابل کفر ایستادند و جان خود را تسلیم خدا کردند و برگشتند به خدای تبارک و تعالی با سعادت و آبرو
ما همه خواهیم مرد لکن آنها سعادت را برای خودشان  و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند
انسان که باید این راه را برود و مردنی است...

چه بهتر که آن سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپارد.

موت اختیاری(شهادت رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا در بستر مردن است)چیزی نیست  

لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازی و تحصیل شرافت برای انسا و برای انسانها 

آنچه از دنیا است، فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی

.است و این شهدا زنده هستند و در پیش خدا تبارک و تعالی عند ربهم یرزقون

آنها الان در درگاه خدای تبارک و تعالی روزیهای معنوی و روزیهای همیشگی را به آن نائل شدند و آنچه که از خدا بود تقدیم کردند و آنچه داشتند و آن جان خودشان بود را تسلیم کردند و خدای تبارک و تعالی آنها را پذیرفته است و می پذیرد.

ماها عقب ماندیم ،ما باید تاسف بخوریم که نتوانسته ایم این راه را برویم.

آنها پیشقدم بودند و رفتند و به سعادت خود رسیدند.

 



نویسنده : مجاهد » ساعت 9:57 صبح روز چهارشنبه 87 مرداد 9


* ابوالفضل درخشنده

یکی از نشانه های برجسته و بزرگ در راه تکامل انسان مانند: عشق، وفاداری، ایثار، فداکاری، و دیگر مواردی که انسان را از محیط مادی خود متمایز می کند؛ شهادت است. طبق فرمایشات مولای متقیان حضرت علی (ع) ، انسانها به دو دسته تقسیم شده اند: اهل دنیا و اهل آخرت. اگر اهل دنیا را انسانهایی بنامیم که زندگی آنها از رحم مادر شروع می شود و گور خاتمه زندگی آنان قرار می گیرد. این افراد هیچ خیر و برکتی پس از خود برای جامعه انسانی باقی نمی گذارند.( البته این در صورتی است که شر و فسادی از اینگونه مدعیان انسان نما، بر جا نمانده باشد). آما گروه دوم که امیر المومنین(ع) آنان را اهل آخرت نام نهاده است؛ این افراد انسانهایی متعالی و نامحدود هستند، که زندگی آنان منتهی به گور نمی گردد؛ بلکه در زندگانی مردم، تأثیرات مستقیم و غیر مستقیمی به یادگار می گذارند.
اینگونه افراد تفکرات عاشقانه شان در خصوص عالم هستی ، با زندگی مردم آمیخته، و فداکاریهایشان در امور روزمره مردم، خوشبختی و پیشرفت به همراه دارد. اینگونه افراد در طول تاریخ همیشه چراغ راه نسلها خواهند بود. طبق فرمایشات حضرت علی (ع) ، امکان شهادت برای افراد اهل آخرت به مراتب بیشتر از سایر مردمان میباشد. و به همان اندازه که هدف و مقصد آنها الهی و همه جانبه، عادلانه و آینده ساز باشد، و یا بعبارت دیگر هر قدر خلوص نیت الهی تر باشد، ضریب نائل شدن به فیض عظیم شهادت برای این افراد بیشتر است. اینگونه افراد که تمامی زندگی، وجود و آینده خود را فدای آرمانهای بزرگ الهی می کنند، شایسته و سزاوار شهادت هستند. زندگانی این انسانها در چنین حالتی، شهادت مداوم و همیشگی است. اینان شهیدان زنده ای هستند که منتظرند تا تکلیف و رسالت خویش را در راه خدا به اتمام رسانند. اینگونه افراد تا زنده هستند شهیدند، و پس از آن نیز چراغ راه هدایت بشریت.
در همین خصوص خداوند متعال در آیات 23و24 سوره احزاب می فرماید: برخی از آن مؤمنان ، بزرگ مردانی هستند که به عهدوپیمانی که با خدا بسته اند کاملاً وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی نمودند( تا به راه خدا شهید شدند) و برخی به انتظار (فیض شهادت) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند؛ تا آنکه خدا آن مردان راستگوی(با وفا) را از صدق ایمانشان پاداش نیکو بخشد… به همین دلیل است که اختلافی بزرگ و تفاوتی اساسی میان مرگ و شهادت نهفته است.
مرگ پایان طبیعی حیات هر موجود زنده ای است؛ولی شهادت یک نعمت نادر و کمیاب ، که رایگان بدست نمی آید.بلکه نعمتی است که لازمه تحقق آن شرایطی است که آن شرایط بسیار سخت و طاقت فرساست. از خود گذشتگی و ایثار، و از منافع دنیوی گذشتن بخاطر هدف والاتری: کار هر مدعی نیست. به قول لسان الغیب حافظ شیرازی:
نـه هــرکـه چهــره بـر افـروخت دلبری دانـــد
نـه هـرکه آیـنـه ســازد سـکــنـــدری دانــد
نـه هـرکه کـله کـج نـهادوتـندنشـــســت
کــلاهــداری و آیـیـن ســــروری دانــــد
تو بـندگی چـو گدایان به شـرط مزد مکن
که دوسـت خـود روش بنـده پروری داند
بنابراین،توفیق برخورداری از فرهنگ ایثار و عاشقی از هر مدعی ساخته نیست.فرهنگ شهادت با منفعت طلبی در تضاد آشکار است ، و شهدای زنده هیچ وقت رضای معشوق را با منافع زود گذر دنیوی تبادل و معامله نخواهند نمود. عاشق هیچ وقت به وصال نمی اندیشد که وصال نیز جزیی از منافع او میباشد؛ بلکه عاشق حقیقی رضای معشوق را می طلبد، حتی اگر در هجران نهفته باشد. عاشق حق انتخابی برای خود قایل نیست، بلکه به انتخاب معشوق گردن می گذارد و هرچه او بخواهد عمل می کند. فرهنگ عاشقی از خود گذشتن است تا مرحله بی نهایت ، اینگونه افراد منتخب معشوق هستند ، نه انتخاب کننده یار! از این رو است که عاشق طالب عقبی هم نیست که در این صورت حکم مزدوری دارد. عاشق طالب مولاست و مطلوب او، عاشق تنها رضای معشوق را می‌طلبد و به این نکته ایمان دارد که ( که دوست خود روش بنده پروری داند)؛ با این اوصاف عاشق باید در آزمونی سخت و مبارزه ای نفس گیر با دیو هفت سر نَفس خود به کمالی برسد تا مورد انتخاب قرار گیرد.
از آنجا که شهادت نعمتی است که نصیب مردان خدا می گردد،شهید انتخاب می شود؛ و این انتخاب همان اختیاری است که خداوند به انسان داده است( سوره آل عمران، آیه 140:…این روزگار را به اختلاف احوال میان خلایق می گردانیم که مقام اهل ایمان به امتحان معلوم شود. تا از شما آن را که ثابت در دین است، گواه دیگران کند).
با این توصیفات نتیجه می گیریم : حرکت، جنبش ، فعالیت، بالندگی، استقلال فرهنگی و سیاسی و نظامی در هر ملت و هر جماعتی متناسب است با گسترش روح شهادت و شهادت طلبی در آن کشور و جماعت. و معمولاً کمی یا ندرت روح شهادت طلبی (خواه فردی یا اجتماعی) ، و یا به عبارتی شهدای زنده در هر جامعه ای ، ارتباط مستقیمی با استبداد پذیری آن جامعه خواهد داشت.
علی هذا در یک جمع بندی اجمالی می توانیم نتیجه بگیریم که مرگ جبر است ، و شهادت اختیار انسان برای انتخاب نوع مرگ. طبق فرمایش امام راحل: شهادت سعادتی است که نصیب مردان خدا میشود؛پس اوج تکامل انسان که به شهادت ختم می شود، عشق الهی است، همان عشقی که انسان را از خود پرستی و خود خواهی نجات می دهد. زیرا تا زمانی که انسان تحت تأثیر فرامین نفس و خواسته های حیوانی خویش قرار دارد، در بند است؛ و عشق گرچه بندگی معشوق را در پی دارد، لیکن از خود خواهی و خود پرستی ، شخص را رهانیده و به یکتا پرستی رهنمون می سازد.
امام صادق (ع) در این خصوص می فرماید: نور محبت و عشق خداوند هرگاه بر درون بنده ای تابید، او را از هر مشغله دیگری باز می دارد. و هر یادی جز خدا ، ظلمت و تاریکی است.( مصباح الشریعه، ص 52). با نگرش بر مطالب معروضه، کلمه شهید تنها منحصر به گشتگان راه خدا نمی شود؛ بلکه می تواند به اشخاص زنده نیز اختصاص یابد. یعنی طبق فرمایشات امام علی (ع) : زندگانی این انسانها در چنین حالتی، شهادت مداوم و همیشگی است. اینان شهیدان زنده ای هستند که منتظرند تا تکلیف و رسالت خویش را در راه خدا به اتمام رسانند. اینگونه افراد تا زنده هستند شهیدند و پس از آن چراغ راه هدایت بشریت…
علی ایحال ترویج فرهنگ ناب عاشقی که باعث گسترش و افزایش شهدای زنده در جامعه می گردد، می تواند عاملی در جهت شکوفایی استعدادهای الهی وگسترش فرهنگ ناب عاشقی در کشور شد. این فرهنگ بدلیل آنکه از منفعت طلبی به دور است، و شهید منافع دنیوی خود را هیچ وقت مد نظر ندارد، باعث می شود تا کلیه امور در مدار توجه به معشوق عالم هستی قرار گیرد. در چنین حالتی ، مشکلات جوامع مختلف مانند: سوء استفاده از قدرت، فساد و ارتشاء، فحشاو… عملاً مجالی برای بروز پیدا نمی کنند. اگر متولیان اداره هر جامعه ای که وظیفه خدمت رسانی به مردم را بر عهده دارند، خود شهید زنده ای باشند، آنگاه آن جامعه به سمت پیشرفت گام بر می دارد. و به تبع آن آحاد مردم آن جامعه با الگو پذیری از متولیان امر ، خواه نا خواه به سمت فرهنگ عشق و ایثار گرایش پیدا خواهند نمود. گسترش این فرهنگ بیمه نمودن جامعه از گزند مطامع سلطه گران جهانی خواهد شد. ولی اگر فرهنگ شهید در جامعه حکم فرما نباشد، و هر فردی تنها منافع خود و خانواده اش را در نظر بگیرد؛ آنگاه شاهد اضمحلال جامعه خواهیم بود. زیرا تنها منافع فردی ملاک تصمیم گیری ها خواهد بود. و چه بسا برای نیل به اهداف شخصی ، کلیه منافع عمومی نیز به قربانگاه برده میشوند. شاید بروز برخی چالشهای سیاسی در جامعه کنونی، نشأت گرفته از این امر باشد که فرهنگ شهدا در جامعه رنگ باخته است و چه بسا تداوم چنین امری باعث واپسگرایی و در نهایت … جان کلام:
خدایا ! مرگ انتهای راه دنیایی ماست . و اجباریست برای همه ی مخلوقاتت ، ولی انتخاب نوع مرگ ، اختیاریست که به ما داده‌ای . پس کمکم کن تا بهترین نوع مرگ را انتخاب کنم.


نویسنده : مجاهد » ساعت 11:20 صبح روز یکشنبه 87 فروردین 18


 

در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمره‏ی خونها و شهادتها و ایثارها چه شد. اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه‏ی شهادت بی‏خبرند ونمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است، حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ای وارد نمی سازد. و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله‏ی طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند!
خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم ازوصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند ونیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.

خوشا به حال شما ملت!

خوشا به حال شما زنان و مردان!

خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا!

و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده ام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می کنم. و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند!
آری ، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت. و فردا امتحان دیگری است که پیش می آید. و همه ما نیز روز محاسبه‏ی بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چندسال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که از معامله باخدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید.


(فرازی از پیام حضرت امام روح‏الله به مناسبت قبول قطعنامه 598)



نویسنده : مجاهد » ساعت 11:16 صبح روز یکشنبه 87 فروردین 4